الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

143

منطق مقارن (فارسى)

متن دليل - نقلى برحسب فهم عرف در دلالت الفاظ . و بهرحال ايراد طريقه " ترديد " آن است كه ممكن است اصل ، وصف ديگرى را نيز داشته باشد كه ما بر آن دست نيافته باشيم و اينكه گفته‌اند : اگر وصف ديگرى هم بود ، بدان دست مىيافتيم چنان كه اگر فيلى پيش روى ما باشد ، آن را مىبينيم و بنابراين ، نديدن ، دليل نبودن است ، سخنى است بىپايه كه سستى آن بر كسى پوشيده نيست . يكى از نويسندگان معاصر ، تمثيل را به دو قسم - قطعى و غير قطعى - تقسيم نموده و اولى را حجت مىداند . و به تعبير او : مانند اطلاق جواد بر " معن بن زائده " مثلا از اينجهت كه اطلاق آن بر حاتم طائى ، تنها بخاطر بخشندگيش بوده است " . لكن روشن است كه آنچه را اين نويسنده تمثيل قطعى پنداشته . در حقيقت ، قياس مىباشد . بارى ذكر حال تمثيل در منطق ، تنها به جهت يادآورى اين مطلب است كه ، نمىشود بدان استدلال نمود ، تا ذهن توجه يافته و در تنگناى آن ناآگاهانه گرفتار نيايد و گرنه هيچكس آن را در عقليات معتبر ندانسته چنان كه شيخ در كتاب " عده " به اين مطلب تصريح نموده است . آنهائى كه آن را معتبر مىدانند ، فقط در شرعيات معتبرش مىدانند ، آن هم از اينجهت كه آنان براى مطلق ظن اعتبار قائلند . و اما فقهاى شيعه آن را انكار نموده‌اند . چه اينكه شرع هم به عدم اعتبار شرعى آن تصريح نموده است « 1 » تمثيل در يك مورد معتبر است و آن هم در مورد تربيت اطفال و تربيت آنان كه به اطفال شبيهند . بطوريكه در روانشناسى تربيتى مطرح است . حال كه ثابت شد كه تمثيل ، دليلى نيست كه بتوان بدان احتجاج نمود ، ببينيم قياس چگونه است ؟ « 2 »

--> ( 1 ) - اصول كافى ج 2 ص 306 و 323 .